مصطفى محقق داماد
21
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
1 - مبحث وضع : الف ) وضع در لغت يعنى قرار دادن و نهادن . اصوليّين بررسى مىكنند كه الفاظ براى معانى چگونه وضع شده است و رابطه الفاظ با معانى چگونه رابطهايست ؟ مىدانيم كه رابطه الفاظ با معانى يك رابطه واقعى نيست ، بلكه يك رابطه اعتبارى و قراردادى است . ما كه از ديدن دود غليظ در يك نقطه به اين نتيجه مىرسيم كه آتشسوزى در آن نقطه روى داده است ، اين رابطه يعنى رابطه ميان دود و آتش يك رابطه قرار دادى نيست ، بلكه يك رابطه واقعى است . ولى وقتى از شنيدن كلمه گل ، به گياه زيبايى با مشخّصات معيّن منتقل مىشويم ، نه به اين جهت است كه رابطهاى واقعى ميان گاف و لام و آن گياه زيبا وجود داشته است ، خير ، چنين رابطهاى وجود ندارد ، بلكه عينا به خاطر آن است كه اين كلمه را براى اين معنى قرار داده و نام نهادهاند . يعنى چنين اعتبار كردهاند كه هرگاه گويندهاى اين كلمه را بر زبان جارى كند ، شنونده و يا شنوندگان از آن كلمه اين معنى را برداشت نمايند ، درحالىكه در مورد نخست كسى چنين قرارى نگذاشته است كه هرگاه كسى دودى مشاهده نمود بايستى به وجود آتش پى برد .